تبليغاتX
 آزاد مرد اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات
آزاد مرد
غلام همـّت آنم که زیر چرخ کبود .::|::. ز هرچه رنگ تعلّق پذیرد"آزاد"است!
آزاد مرد

.:: هـان! تا که سر رشته خـود گم نکنی! ::.
.:: خــود را، زبرای نیــک و بــد گم نکنی! ::.
.:: رهـــرو تــویی و راه تــویی مـنزل تــو! ::.
.:: هشدار! که راه خود به خود گم نکنی! ::.
.....::"شيخ شهاب الدين سهروردي"::.....

-------------------------------------------------

*** اينجا هيچ محدوديتي براي دوستي و تبادل لينك نيست. لطفا براي لينك كردن اجازه نگيريد. در صورت تمايل لينك كنيد و خبر بدهيد تا من هم دوستي خود را اعلام كنم :)


نخستين برگ | بايگاني | قاصدك

امکانات
نگار و سخن روز


نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
كتابخانه ي من
ابزارها





Powered by WebGozar

پشتيباني
Powered by
Blogfa.com
حکایت!

اندر حكايت خبرگان رهبري، مطلبي به ذهنم رسيد كه سالهاست اين مغز عليل و ناتوان را عاجز از كسب نتيجه كرده است!

اين نكته برايم سؤال است كه چطور مي شود كساني كه بايد بر عملكرد رهبر نظارت كنند ( خبرگان )، توسّط گروهي تأييد مي شوند كه خود منسوب رهبرند ( همان شوراي نگهبان مشهور! ) !!! آيا اين دور باطل نيست؟

و جالب تر اين كه همين آقايان شوراي نگهبان خود كانديداي حضور در مجلس خبرگان مي شوند و لابد خودشان را احراز صلاحيت مي كنند!!!!! جالب است، نه؟

منسوب آقا باشي و بر آقا نظارت كني!


[ خوش مزه ] نامه به آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بدون شرح!
 

لطيفهء قرن:

 

                         تهران شهر اخلاق...!     


[ خوش مزه ] نامه به آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

باز گشت
سلام

بعد از ۲ هفته، بالاخره این فرصت و حو صله را پیدا کردم که نوشته هایم را تایپ کنم. این ۳ مطلب را در یک زمان و در ۳ بخش اینجا می گذارم. خلاصه مرا به خاطر این تنبلی ببخشید.

                                       ******************************

نسل فکاهی!!!

یکی از درگیریهای ذهنی من، این روح حاکم بر گفتمان هم نسلان خودم هست. می خواهم با یک مثال شروع کنم که همان ابتدا متوجه حرفم شوید (پیشاپیش مرا ببخشید، برای رساندن مطلب چاره ای جز ذکر مثال نیست):

"فلانی، این مال من است، تو مال خودت را استفاده کن"

خوب، چه برداشتی از این جمله می کنید؟ فکر می کنید چند تا از این جمله های فصیح و ایهام آمیز!!! در زبان شیرین فارسی پیدا می شوند؟!خوب خیلی وقتها اینجور حرفها موجب خندیدن است و حال و هوای آدم را عوض می کند. ولی وقتی نارا حت کننده می شود که تک تک حرفهای آدم را با گوش فکاهی! بشنوند.  مثلا آدم دارد در مورد یک موضوع کاملا جدّی با دوستان صحبت می کند، ولی ناگهان پس از گفتن جمله یا کلمه ای از شما، دوستانتان پس از نگاه کوتاهی به هم، شروع می کنند به خندیدن! من که بعضی وقتها خودم خنده ام می گیرد. بعضی وقتها هم ساکت می مانم! ولی در پس این خنده ها و سکوت ها احساس بد و تهوّع آوری به من دست می دهد! آخر شوخی تا چه حد؟

به نظر من یکی از دلایل این وضع این است که در جامعهء ما سکسوالیتی برای بسیاری از جوانان حل نشده و به خاطر همین کمبود، فکر و ذکر بیشتر آنها پر است از حرفها، نکته ها!، صحنه ها! و لذات سکسی که هیچ وقت هم تجربهء آن را نداشته اند(حداقل در مورد پسر های این گروه از جوانان مطمئنّّم و اطلاع خیلی زیادی از دخترهای متعلّق به این گروه ندارم).

این وضعیت برای من که خیلی خسته کننده شده، تا آنجا که بعضی وقتها ترجیح می دهم از جمع دوستان بیرون باشم و اصلا حرف نزنم.

امان از این سکسوالیتی...!

 


[ خوش مزه ] نامه به آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


قالب اين وبلاگ رو با استفاده از
قالب ساز آنلاين طراحي كردم
©2008 All rights reserved.