اندر حكايت خبرگان رهبري، مطلبي به ذهنم رسيد كه سالهاست اين مغز عليل و ناتوان را عاجز از كسب نتيجه كرده است!
اين نكته برايم سؤال است كه چطور مي شود كساني كه بايد بر عملكرد رهبر نظارت كنند ( خبرگان )، توسّط گروهي تأييد مي شوند كه خود منسوب رهبرند ( همان شوراي نگهبان مشهور! ) !!! آيا اين دور باطل نيست؟
و جالب تر اين كه همين آقايان شوراي نگهبان خود كانديداي حضور در مجلس خبرگان مي شوند و لابد خودشان را احراز صلاحيت مي كنند!!!!! جالب است، نه؟
منسوب آقا باشي و بر آقا نظارت كني!
[ خوش مزه ] نامه به آزاد مرد نوشته شده در ساعت18:40 توسط آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید:
لطيفهء قرن:
تهران شهر اخلاق...!
[ خوش مزه ] نامه به آزاد مرد نوشته شده در ساعت0:10 توسط آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید:
بعد از ۲ هفته، بالاخره این فرصت و حو صله را پیدا کردم که نوشته هایم را تایپ کنم. این ۳ مطلب را در یک زمان و در ۳ بخش اینجا می گذارم. خلاصه مرا به خاطر این تنبلی ببخشید.![]()
******************************
نسل فکاهی!!!
یکی از درگیریهای ذهنی من، این روح حاکم بر گفتمان هم نسلان خودم هست. می خواهم با یک مثال شروع کنم که همان ابتدا متوجه حرفم شوید (پیشاپیش مرا ببخشید، برای رساندن مطلب چاره ای جز ذکر مثال نیست):
"فلانی، این مال من است، تو مال خودت را استفاده کن"
خوب، چه برداشتی از این جمله می کنید؟ فکر می کنید چند تا از این جمله های فصیح و ایهام آمیز!!! در زبان شیرین فارسی پیدا می شوند؟!خوب خیلی وقتها اینجور حرفها موجب خندیدن است و حال و هوای آدم را عوض می کند. ولی وقتی نارا حت کننده می شود که تک تک حرفهای آدم را با گوش فکاهی! بشنوند. مثلا آدم دارد در مورد یک موضوع کاملا جدّی با دوستان صحبت می کند، ولی ناگهان پس از گفتن جمله یا کلمه ای از شما، دوستانتان پس از نگاه کوتاهی به هم، شروع می کنند به خندیدن! من که بعضی وقتها خودم خنده ام می گیرد. بعضی وقتها هم ساکت می مانم! ولی در پس این خنده ها و سکوت ها احساس بد و تهوّع آوری به من دست می دهد! آخر شوخی تا چه حد؟
به نظر من یکی از دلایل این وضع این است که در جامعهء ما سکسوالیتی برای بسیاری از جوانان حل نشده و به خاطر همین کمبود، فکر و ذکر بیشتر آنها پر است از حرفها، نکته ها!، صحنه ها! و لذات سکسی که هیچ وقت هم تجربهء آن را نداشته اند(حداقل در مورد پسر های این گروه از جوانان مطمئنّّم و اطلاع خیلی زیادی از دخترهای متعلّق به این گروه ندارم).
این وضعیت برای من که خیلی خسته کننده شده، تا آنجا که بعضی وقتها ترجیح می دهم از جمع دوستان بیرون باشم و اصلا حرف نزنم.
امان از این سکسوالیتی...!
[ خوش مزه ] نامه به آزاد مرد نوشته شده در ساعت11:58 توسط آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید:







