
برای تان دعا می کنم...
بر قلب هاتان می گذارم داغ نفرین را...
ای درّندگان جاهل...
*عکس مرتبط... (این عکس قرار بود عکس این پست باشد، ولی ظاهرا بلاگفا خیلی تحت فشار هست!!!)
**دوست عزیزم چه زیبا گفته...
[ دل نوشته ] نامه به آزاد مرد نوشته شده در ساعت20:51 توسط آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید:

سلام به دوستان عزیز. مصیبت وارده را به همه ی شما و آنهایی که کورسویی از امید در قلبشان بود تسلیت عرض نموده و برای آن مرحوم (دموکراسی!) ، علو درجات را آرزومندم. برای همه ی دیکتاتورها و لجن مال کنندگان خواست و اراده و امید مردم هم سرنوشتی مشابه تمام همقطارانشان در طول تاریخ آرزومندم...
اینجانب از این لحظه تمام ارتباط خود با عالم سیاست را قطع نموده و از اینکه در این بازی کثیف شرکت داده شدم، بی نهایت متأسفم. تمامی نظرات شخصی هم از این پس در قلب خودم محفوظ خواهد ماند.
با تشکر.
*حتما ببینید*...آماری که از طریق کارمندان وزارت کشور لو رفت...
[ همگانی ] نامه به آزاد مرد نوشته شده در ساعت15:50 توسط آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید:

دیشب شور به پا کردی برای من و مایی که شعورمان را به بازی گرفته اند... دیشب اشک می ریختم و اشک می ریختند همه ی آنهایی که دلشان برای شجاعت همراه با صداقت آن روزها تنگ شده بود...
دیشب سبز بودیم و سبز تر کردی ما را ای دوست داشتنی نقاش چیره دست...
[ دل نوشته ] نامه به آزاد مرد نوشته شده در ساعت16:47 توسط آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید:

حکایت غریبیست. در این سالیان گوشه نشینی, همواره دغدغه ای داشتم. اینکه عالم سیاست در اصل خود چیست و آیا در هیچ صورت می توان انتظار الگوسازی اخلاقی از سیاست و سیاسیون داشت؟
از جنگ و نزاع خسته و از توهین و افترا دل شکسته و از امید به روشنی رسته، در گوشه ای نشستم و به خود پرداختم و در گیر این شدم که چه باید کرد و به کدام سمت باید رفت؟ آیا شایسته است تلاش کردن و تلاش دیگران را برانگیختن برای به قدرت رساندن شخصی یا تفکری که در آینده هیچ سرنوشت معلومی نخواهد داشت؟
این سکوت و کناره گیری اما نتیجه ی بس تلخ تری داشت. همه ی من و مایی که نا امید بودیم و کنار کشیدیم، فرصتی را هدیه کردیم به کسانی که این هدیه برایشان بزرگ بود و قدردانی که نکردند، هیچ، دندان این اسب پیشکشی را هم شمردند!
و اما...
این دوره، دوره ی دیگری بود، خود را بهتر می شناختم و سیاست را از منظردیگری می دیدم. می دانستم که بودن یا نبودنم باید بر چه اساسی باشد و می دانستم کدام اندیشه، مرا به آرمان اخلاقی ام نزدیکتر می کند. اندیشه ی مورد علاقه ام را یافتم و با همه ی بیم و امیدها و نامهربانی های دندان شماران، پا به پایش آمدم. گفتند می خواهد رو در رو شود با اندیشه ی مقابل. چه باید می گفت؟ چه باید می کرد تا وجدان من و ما را از انتخاب او آسوده کند؟
رو در رو شد و بغض کرد و با قلبی گشاده برخی اتهامات را پاسخ نگفت و چه ناجوانمردانه من و ما پشت او را خالی کردیم و خالی دیدیم و در خلوت خود از سکوتش به جوش آمدیم...
امشب دوباره آمده بود. با همان متانت. با همان خونسردی. با همان عشق و اراده و ایمان. من هم مثل ما چشم به راه بودم تا بلکه "چیز"ی بگوید و "چیز" بعضی ها را "چیز" کند.
وای که گفت و چه گفت... دو بار هم گفت...
«ادب مرد به ز دولت اوست»
"من برای حفظ کرامت انسان و رعایت ارزشهای اخلاقی در حکمرانی، توقف رشد خرافات و ارائه آمار کذب، شفافیت فعالیتهای حکمرانها و خلاصه پیشرقت و توسعه پا به این عرصه دشوار نهادم.
برای من، رییسجمهور شدن، کسب و حفظ قدرت هدفی نیست که هر وسیلهای را توجیه کند؛ من متاسفم که مناظره دیشب فرصت داد تا اصول اخلاقی نادیده گرفته شود و به افرادی که در جلسه حاضر نبودند و امکان هیچ دفاعی از خود را نداشتند، به بدترین وجهی اتهاماتی وارد شود و به جای پاسخگویی، مظلومنمایی شود.
من اینجا باید عرض کنم کسانی که میخواهند رییسجمهور شوند، باید حافظ جان و مال و ناموس مردم باشند؛ من نمیتوانم برای دفاع از خودم اسرار کشور را افشا کنم، نام مردم را ببرم و با آبروی مردم بازی کنم."
...
[ فرع نامه ] نامه به آزاد مرد نوشته شده در ساعت3:9 توسط آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید:

مخالفان دولت تنها مشتی تخریبگرند! آنها نه تنها تخریب می کنند، بلکه نقاط مثبت این دولت را نیز منفی می نمایانند و از خود هیچ برنامه ای برای ارائه ندارند! این روزها از سوی حامیان دولت، مدام چنین چیزهایی را می شنویم.
همه ی ما آدمهایی که می گوییم و می شنویم و می خوانیم و از نعمت شعور برخورداریم، به خوبی معنای تخریب را درک می کنیم. این تخریب چیست؟ به راستی آیا دعوی حامیان دولت علیه مخالفان وارد است؟
تخریب از خرابی می آید. تخریبگر کسی است که بدون برهان و منطق و تنها به منظور لگد مال کردن شخصیت تخریب شونده، اقدام به توهین و افترا می کند و در این راه از هیچ عمل غیر اخلاقی فرو گذار نمی کند. بی گمان هیچ انسان شریف و آزاده ای چنین روشی را بر نمی تابد و آن را تصدیق و تأیید نمی کند. حال ببینیم آیا حامیان دولت درست می گویند یا موضوع چیز دیگریست؟
لازم می دانم تعریف کوتاهی از انتخابات ارائه بدهم. انتخابات فرآیندیست گسترده برای بروز یکی از مهمترین حقوق شهروندی. یعنی انتخاب حاکم یا حاکمان و تصمیم گیرندگان یک جامعه. بی تردید تک تک شهروندان در فرآیند چنین انتخابی نقشی تعیین کننده خواهند داشت. مدیران و نامزدها نیز هر کدام نقشی منحصر به خود دارند. یکی از شرایط انتخاب درست، آگاهی از شرایط جامعه در زمان حال و مقایسه ی آن با اهداف و آرمانها و نیازهای جامعه است. بی تردید انتخاب درست نیاز به نقدی اساسی دارد و این نقد زمانی کاربردی است که جامع باشد و راهکاری منطقی بدست دهد. این بسیار طبیعی است که در هر دوره ار انتخابات در هر نقطه ای از جهان شاهد فضای نقد و گفت و گو باشیم. اما در مواردی ممکن است نقدها بسیار پر حرارت و هشدار دهنده باشند. از جمله زمانی که برای مدتی طولانی فضای نقد بسته شده باشد و هر ناقدی به گوشه ای پرتاب شده و اصولا تنها مجیز گویان قابل احترام و لایق زندگی باشند. در این شرایط، انتخابات فرصت خوبی برای دادن اطلاعات و بررسی عملکردها خواهد بود و بی تردید به همان میزان که نقدها سرکوب شده باشند، در فضای انتخاباتی به صورت کوبنده تری باز تولید خواهند شد و این نه ایراد منتقدان، بلکه ضعف سرکوبگران است که اجازه ی مطرح شدن مباحث در زمان مربوط به خود را نداده اند. حال آیا می شود که هر نقدی را تخریب خواند و وظیفه ی شهروندان در آگاه ساختن جامعه را به این بهانه تضعیف کرد؟
بنده به عنوان یکی از طرفداران جناب آقای مهندس میر حسین موسوی به همه ی دوستانم در گروه حامی دولت عرض می کنم که ایشان تنها و تنها نقد های جدی و وارد را در مجامع عمومی بیان می کنند و اصولا اگر چنین نقدهایی نداشتند، دلیلی برای حضور ایشان نبود. در مقابل راهکارهای خود را هم به صورت جامع و مکتوب در بخش های مختلف ارائه نموده اند که از ستاد ها و سایت های حامی ایشان قابل برداشت است. همچنین دلیل اینکه ایشان نکات مثبت دولت را نمی گویند، کاملا روشن است. به گفته ی خود ایشان در شرایطی که صدا و سیما و بسیاری از رسانه های دولتی و غیر دولتی با امکانات مالی فراوان در حال تبلیغات کاذب به نفع این دولتند، چرا ما از فرصت های اندک و ناچیز خود برای بیان نقدهای اساسی و ارائه ی راهکارهای مناسب بهره نبریم؟
در پایان توجه همه ی دوستان در همه ی گروهها را به این نکته جلب می کنم که با توجه به تعریفی که از تخریب ارائه شد، چه کسانی و چه گروههایی تنها یک مشت تخریب گرند...!
[ ] نامه به آزاد مرد نوشته شده در ساعت20:38 توسط آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید:

ما درس سحر در ره ميخانه نهاديم
محصول دعا در ره جانانه نهاديم
در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش
اين داغ که ما بر دل ديوانه نهاديم
سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد
تا روی در اين منزل ويرانه نهاديم
در دل ندهم ره پس از اين مهر بتان را
مهر لب او بر در اين خانه نهاديم
در خرقه از اين بيش منافق نتوان بود
بنياد از اين شيوه رندانه نهاديم
چون میرود اين کشتی سرگشته که آخر
جان در سر آن گوهر يک دانه نهاديم
المنه لله که چو ما بیدل و دين بود
آن را که لقب عاقل و فرزانه نهاديم
قانع به خيالی ز تو بوديم چو حافظ
يا رب چه گداهمت و بيگانه نهاديم
[ دل نوشته ] نامه به آزاد مرد نوشته شده در ساعت2:7 توسط آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید:







