
ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران
بیداری ستاره در چشم جویباران
آیینه ی نگاهت پیوند صبح و ساحل
لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران...
باز آ که در هوایت خاموشی جنونم
فریادها برانگیخت از سنگ کوهساران
ای جویبار جاری زین سایه برگ مگریز
کاینگونه فرصت از کف دادند بیشماران
گفتی به روزگاری مهری نشسته گفتم
بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران
بیگانگی ز حد رفت ای آشنا مپرهیز
زین عاشق پشیمان سرخیل شرمساران
پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند
دیوار زندگی را زینگونه یادگاران
وین نغمه ی محبت بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقیست آواز باد و باران...
"دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی"
[ خود خودماني ] نامه به آزاد مرد نوشته شده در ساعت23:22 توسط آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید:

سلام به همه ي دوستان عزيز... همون اول بگم كه دوستتون دارم. تك تك تون رو دوست دارم... من هستم... همينجاها... لا به لاي همين ها... فقط بعضي وقتها آدم بعضي جاها كمتر ديده مي شه... به زودي شرايط براي حضور پر شور!!! در اين مكان مهيا مي شه و من از خجالت تك تك شما دوستان عزيزم در مي آم...
واما...
در مورد پست قبل...
نظر هر كسي از زاويه ي ديد خودش مي تونه درست باشه... اين پرسشي بود كه قبل از ميلاد، لائوتسو مطرح كرد و هدفش نشون دادن اين حقيقت به آدمها بود كه هميشه همه چيز اونطوري نيست كه ما مي بينيم... همه ي ما در ظاهر درخت رو سخت تر و قوي تر مي بينيم... اما وقتِ طوفان، اين درخت هست كه از جا كنده مي شه، در حالي كه چمن به رقاصي مشغوله...
به هر حال هدف من اثبات چيزي به كسي نبود... مي خواستم با هم يه كم به اين موضوع فكر كنيم كه آيا قدرت و پايداري، همون چيزهاييه كه ما بهشون فكر مي كنيم و آرزوي رسيدن به اونها رو داريم...؟ قدرت حقيقي كجاست و چه ارتباطي با اين معماي معلم دائو داره...؟
يادتون باشه... دوستتون دارم... به يادتون هستم...
[ خود خودماني ] نامه به آزاد مرد نوشته شده در ساعت12:29 توسط آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید:







