تبليغاتX
 آزاد مرد اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات
آزاد مرد
غلام همـّت آنم که زیر چرخ کبود .::|::. ز هرچه رنگ تعلّق پذیرد"آزاد"است!
آزاد مرد

.:: هـان! تا که سر رشته خـود گم نکنی! ::.
.:: خــود را، زبرای نیــک و بــد گم نکنی! ::.
.:: رهـــرو تــویی و راه تــویی مـنزل تــو! ::.
.:: هشدار! که راه خود به خود گم نکنی! ::.
.....::"شيخ شهاب الدين سهروردي"::.....

-------------------------------------------------

*** اينجا هيچ محدوديتي براي دوستي و تبادل لينك نيست. لطفا براي لينك كردن اجازه نگيريد. در صورت تمايل لينك كنيد و خبر بدهيد تا من هم دوستي خود را اعلام كنم :)


نخستين برگ | بايگاني | قاصدك

امکانات
نگار و سخن روز


نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
كتابخانه ي من
ابزارها





Powered by WebGozar

پشتيباني
Powered by
Blogfa.com
پرسش!

دوست عزيزم الينا در يكي از پست هاش لينكي رو قرار داد كه مورد توجه من قرار گرفت. لينك شما رو به يك پرسشنامه هدايت مي كنه كه حاوي ۵۵ تا سؤال هست. شما با پاسخ دادن به اين سؤالات متوجه مي شيد كه جهان بيني شما بيشتر به چه ديني و سمت و سويي گرايش داره. براي هر سؤال هم ۵ درجه از موافق تا مخالف قرار داره كه شما بسته به مخالفت يا موافقت يا بي تفاوتي خودتون، يكي از گزينه ها رو انتخاب مي كنيد. در آخر با نتايج جالبي روبرو مي شيد...


*** از همه ي شما دوستان عزيزم دعوت مي كنم تا اين پرسشنامه رو پر كنيد و اگه دوست داشتيد، نتيجه اش رو به من هم بگيد. من خودم اين پرسشنامه رو پر كردم و بعد چند روز، تصوير نتايج رو به شما نشون مي دم...


[ همگانی ] نامه به آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

شاپرك

چند روزي هست كه با پدر و برادر كوچيكه تنهاييم. امروز با عجله نهار درست كردم و وقتي بابا اومد، يادم اومد كه ماست نداريم! فوري با برادر كوچيكه تماس گرفتم و گفتم زود بياد و سر راه ماست بگيره. گفت كار داره و نمي تونه بياد. عجب! حالا بايد چيكار مي كردم؟ ديدم حيفه كه غذا به اين خوشمزگي كنارش ماست نباشه. خلاصه اين ماست من رو مجبور كرد كه بزنم بيرون! زودي لباس پوشيدم و حركت كردم. همينكه اومدم تو حياط مجتمع، ديدم پسر كوچولوي همسايمون يه چيزي خريده و همينطور كه منو نگاه مي كنه، مي خنده. اول گذاشتم به حساب اينكه خوب همه ي اين ريزه ميزه ها با من رفيق هستند و  اين هم رفيقش رو ديده و مي خنده. بعد كه دقت كردم، ديدم تو دستش يه شاپرك هست...

گفتم: بذار بپره... گناه داره!
گفت: آخه "پرباس" نمي كنه!
گفتم تو ولش كن، من مي گم پرواز كنه.
همينكه انگشتاش باز شد، شاپرك پرواز كرد...

بعد فهميدم كه چرا ما ماست نداشتيم و چرا آخرش خودم مجبور شدم كه برم ماست بگيرم...!


[ خود خودماني ] نامه به آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

معبد...

جاده هاي تاريك
معبد درون را روشن كرد
شكوفه ي سرخ...


[ ديوان آزادمرد! ] نامه به آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

رخِ معشوق...

آنان كه طلبكار خداييد، "خداييد"!
حاجت به طلب نيست؛ شماييد، شماييد

چيزي كه نكرديد گُم، از بهرِ چه جوييد؟
كَس غيرِ شما نيست؛ كجاييد؟ كجاييد؟

در خانه نشينيد و مگرديد به هر در
زيرا كه شما خانه و هم خانه خداييد...

خواهيد ببينيد رُخ اندر رُخِ معشوق؟
زِنگار زِ آيينه به صيغل بزُداييد...

"مولانا"


[ ذن ] نامه به آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

تائو 2

هيچ چيز در اين جهان
چون آب نرم و انعطاف پذير نيست.
با اين حال براي حل كردن آنچه سخت است
چيز ديگري ياراي مقابله با آب را ندارد.

نرمي بر سختي غلبه مي كند
و لطافت بر خشونت.
همه اين را مي دانند
ولي كمتر كسي به آن عمل مي كند.

فرزانه هنگام غم، آرام باقي مي ماند.
بدي به دل او راهي ندارد.
از آنجا كه كمك كردن به مردم را ترك كرده،
بزرگترين كمك مردم است.

كلام حقيقت متناقض به نظر مي رسد...


پ.ن۱: كتاب "تائو ت چينگ" اثر لائو تسو ترجمه ي فرشيد قهرماني.
پ.ن۲: باز ۳-۴ روزي آزاد مرد  اينجا نيست...

[ ذن ] نامه به آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اكنون اينجا باش...


[ ذن ] نامه به آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


قالب اين وبلاگ رو با استفاده از
قالب ساز آنلاين طراحي كردم
©2008 All rights reserved.