
عشق اين نيست كه او را تنها هنگامی كه چيزي به تو مي دهد، دوست بداري...
عشق اين است كه او را حتي هنگامی که همه چيزت را مي گيرد، دوست بداري...
[ ذن ] نامه به آزاد مرد نوشته شده در ساعت12:32 توسط آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید:

سبز!
انديشه ها سبز!
خلق در شلوغي اذهان خويش گم مي شوند
من در سكوت خلوت لحظه ها سبز!
آب روان است و سرو بلند
گنجشك غرق در جيك جيك و خوردن دانه ها سبز!
وقتي شب ها راست مي كنند، راه مي كشند و راهنما
استاد در بي راهي گذشته از همه ي راهها سبز!
ببين صداي شكستن در همه جا پيچيده
كسي نمي بيند انعطاف همه ي آفريده ها سبز!
از هم جدا مي شوند براي يافتن بهتر
نمي دانند خود بهترين اند و عشق بهترين ها سبز!
اين آسايش آن را آرزو داشت و آن آرامش اين را
آسايش و آرامش مي خنديدند به اين آرزوها سبز!
دين پديد آمد كافر ساخته شد كفر پديد آمد تمسخر ساخته شد
عشق بود و مي ديد اين پديد آمدن و نابود شدن را و ماند تا فرداها سبز!
يكي تعصب دارد بر مكتب و ديگري تعصب دارد بر بي مكتبي
حقيقت در آرامش است و آرامش در مهرباني ها سبز!
مي دوند در جاده ها براي رسيدن به مقصد
مقصد كجا بود؟ همان درك جاده ها سبز!
تو رفتي و استاد تنهايي هاي من شدي
من اينجا مهر هديه مي كنم به همه ي تنهايي ها سبز...
آغوش ها سبز!
سبز...!
[ ديوان آزادمرد! ] نامه به آزاد مرد نوشته شده در ساعت16:44 توسط آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید:







