ترك عاشقانه!

اندر حكايت جدايي، پير ما را گفت كه ترك از عشق نيست... در كنار كوه دره را هم ببين... گاه بر فراز قله باش و گاه در ژرفاي دره... عشق اين نباشد كه هنگام خوشي در آغوش اش بگيري و هنگام تلخي رهايش كني... نيز عشق اين نباشد كه بر حسن او تكيه كني و ضعف اش را به او واگذاري...
عشق اين باشد كه بر فراز قله يا در ژرفاي دره با حسن و ضعف، او را در آغوش گيري و برايش سرود زندگي بخواني...
ليكن اگر قضا بر آن گشت كه با او نباشي، آنگونه ترك اش كن كه آتش عشق همچنان شعله ور باشد... عشق اين است كه حتي در آن هنگامه ي تلخ جدايي، با دل گريان لب يار را كمان فرو رفته كني...
[ دل نوشته ] نامه به آزاد مرد نوشته شده در ساعت21:53 توسط آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید:







