
پارسال همين زمان بود كه سپندار مذگان را برايت نوشتم!
جايي نوشتم كه تو خود پيشنهاد گشودنش را داده بودي!
اينجا:
چه احساس خوبي بود و البته هنوز هم هست...!
باز هم به تو و به خودم و به همه ي احساسات پاك، تبريك مي گويم...
[ دل نوشته ] نامه به آزاد مرد نوشته شده در ساعت14:56 توسط آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید:

درست ۲۵ سال پيش در چنين روزي بود كه به شكل انسان در آمدم!
بيست و دومين روز بهمن هميشه براي من جشن ديگريست...!
-------
پ.ن: دلم برايت تنگ شده! پارسال برايم جشن گرفتي. امسال حتي تبريك هم نگفتي. در هر حال دوستت دارم عزيزم. به جاي تو به خودم تبريك مي گويم...
*** نه من اشتباه کردم! مثل همیشه زود قضاوت کردم! تو تبریک گفتی! چقدر خوشحالم کردی! فقط نفهمیدم که چرا تبریکت مثل تسلیت بود...!
[ خود خودماني ] نامه به آزاد مرد نوشته شده در ساعت1:0 توسط آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید:

گفت: چه خبر از انتخابات؟
گفتم: انتخابات...؟!!!
[ همگانی ] نامه به آزاد مرد نوشته شده در ساعت23:37 توسط آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید:

تنها يك تنها هست و آن هم تنهاي مطلق!
ما همه از آن تنهاييم!
تن هايي از تنها!
[ ذن ] نامه به آزاد مرد نوشته شده در ساعت0:54 توسط آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید:

ذهن و بدن در خانه با كتاب
من چون درخت
در سكوتي سكون بار...!
[ ] نامه به آزاد مرد نوشته شده در ساعت16:50 توسط آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید:






