تبليغاتX
 آزاد مرد اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات
آزاد مرد
غلام همـّت آنم که زیر چرخ کبود .::|::. ز هرچه رنگ تعلّق پذیرد"آزاد"است!
آزاد مرد

.:: هـان! تا که سر رشته خـود گم نکنی! ::.
.:: خــود را، زبرای نیــک و بــد گم نکنی! ::.
.:: رهـــرو تــویی و راه تــویی مـنزل تــو! ::.
.:: هشدار! که راه خود به خود گم نکنی! ::.
.....::"شيخ شهاب الدين سهروردي"::.....

-------------------------------------------------

*** اينجا هيچ محدوديتي براي دوستي و تبادل لينك نيست. لطفا براي لينك كردن اجازه نگيريد. در صورت تمايل لينك كنيد و خبر بدهيد تا من هم دوستي خود را اعلام كنم :)


نخستين برگ | بايگاني | قاصدك

امکانات
نگار و سخن روز


نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
كتابخانه ي من
ابزارها





Powered by WebGozar

پشتيباني
Powered by
Blogfa.com

به این نکته تا چه میزان اعتقاد دارید؟

 

سطح دانش و آگاهی در افراد با نوع لباس پوشیدن آنها ارتباط مستقیم دارد. البته دقّت کنید که منظور از دانش و آگاهی، نوع مدرک تحصیلی افراد نیست!

افراد آگاه و دانشمند لباس را مظهر تمدّن و شخصیت خود می دانند و به زیبایی و نظم در پوشش به عنوان یکی از اصول زندگی اجتماعی می نگرند. این قشر از جامعه به دلیل سطح آگاهی و درک بالای خود، نیازی به جلب توجّه از طریق لباس در خود احساس نمی کنند.

بر عکس، نوع پوشش برای افراد نا آگاه و سطحی نگر، تنها ابزاری برای ابراز وجود و جلب توجّه محسوب می شود. از آنجا که اینگونه افراد به دلیل نا آگاهی از اندیشه های متفاوت و متنوّع و انسان ساز، توانایی درست اندیشیدن و در نتیجه درست مطرح نمودن خود در اجتماع را ندارند، روی به جذّّابیتهای ظاهری می آورند و از این طریق به کمبودهای درونی خویش پاسخ می دهند.

 

نا گفته پیداست که همیشه در همهء دیدگاهها از جمله دیدگاه بنده، استثنائاتی وجود دارد...


[ همگانی ] نامه به آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

...
رفت...

شکوفه رفت...

شکوفهء نازم رفت...

خاله و دایه و دوست و مهربانم رفت...!


[ خود خودماني ] نامه به آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

باز چه فصلی شد؟

باز چرا چنین خداحافظی تلخی تحمیل شد؟

باز چرا نقشها همه نقش دل شکستگی شد؟

 

کجایی؟

چه می کنی؟

خوب استراحت کن...

می دانی؟ احساسم را می دانی؟

خوب شد که اشکهایم را نمی بینی...

ولی چه بد شد که مرا اینگونه در بهت گذاشتی...

 

آه

شکوفهء بهاری

شکوفهء اشکباری

شکوفهء استواری

شکوفهء رنج و سوگواری

شکوفهء شبهای بی قراری

 

می گویند قلبت هنوز می تپد!

فقط مشکل اینجاست که سلولهای خاکستری ات خوابیده اند...

نمی دانم دعا کنم که بر گردی

یا بر نگردی...!!!

نمی دانم اینجا از دوستانم چه بخواهم...

فقط امیدوارم هر طور که دوست می داری همان شود...

 

زندگی برای برخی

با سختی شروع می شود!

با رنج و محنت ادامه می یابد!

و با درد و آه و حسرت پایان می پذیرد...

 

چه دنیای زیبا و پر معنایی!!!


[ خود خودماني ] نامه به آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


قالب اين وبلاگ رو با استفاده از
قالب ساز آنلاين طراحي كردم
©2008 All rights reserved.