امّا چقدر بد می شود اگر دوست داشتنت منطقی نباشد...!

خوب من هم فراموشش کرده بودم!
امان از وقتی که به یاد فراموش شده ها بیفتی...!
[ خود خودماني ] نامه به آزاد مرد نوشته شده در ساعت0:35 توسط آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید:
اینطور نیست که من حرفی برای گفتن نداشته باشم، امّا باید خدمت دوستان عزیزم عرض کنم که یک مدّتی است، شرایط کار بسیار سخت شده و من حتّی فرصت چک کردن آفلاینهای خودم را ندارم، چه رسد به تایپ نوشته های صد من یک غازم...!
فقط منتظرم باشید، لحظهء دیدار نزدیک است...!![]()
[ خود خودماني ] نامه به آزاد مرد نوشته شده در ساعت23:54 توسط آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید:
مهر و ماه پایین!
نمی دانم ماه به چه، ولی مهر به ماه می اندیشید...!
کتاب بالا بود!
ماه مغرور بود و مهر مظلوم!
زمین امّا در این بین گیج مانده بود و غمگین...!
کتاب بالا بود!
نور پایین!
همه جا روشن شده بود...!
کاش این همه نور را می دیدند!
کتاب امّا همچنان بالا بود...!
[ دل نوشته ] نامه به آزاد مرد نوشته شده در ساعت1:59 توسط آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید:
گلچهره مپرس پروانهء تو بی تو کجا رها شد...!
مپرس...!
مپرس...!
مرنجان دلــت را
رها کن غمت را
مخور غم نـــگارا
گلچهره
بریز تو خون من بلبل نعره زن را ...

بریز...
بریز...!
"فریدون مشیری"
[ دل نوشته ] نامه به آزاد مرد نوشته شده در ساعت1:47 توسط آزاد مرد *مطلب را به بالاترین بفرستید:







